تبليغاتX
دلــ نوشتــــه هآیـــ تنهــــآییـــ مــن

Zahra


ما نسل بوسه های خیابانی هستیم

نسل خوابیدن با اس ام اس ،

نسل درد و دل با غریبه های مجازی ،

نسل غیرت روی خواهر ، روشنفکری روی دخترهمسایه، ...

نسل لایک و پوک از روی قرض،

نسل کادو های یواشکی ،

نسل خونه خالی و دعوت شام،

نسل پول ماهانه ی وی پی ان ،

نسل صف و دعوا ، نسل تف وسط پیاده رو ،

نسل هل توی مترو ،

نسل مانتو های تنگ ،

نسل " شینیون " زیر روسری ،

نسل کارگران پیر مو رنگ کرده برای جوانی و پیشنهاد کار ،

نسل شارژهای اینترنی ،

نسل " copy , paste " ،

نسل جمله های کوروش و دکتر ، نسل فتوشاپ ،

نسل دفاع از فاحشه ها ،

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس ،

نسل سوخته ، نسل من ، نسل تو!

یادمان باشد ، هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم ، بین عذاب هایمان ،

مدام بگوییم ،یادش بخیر ، دنیای ما هم همین طوری بود


امشب دلم گریه میخواد ...

1:23 شب


برچسب‌ها: نسل سوخته, بوسه خیابانی, شارژاینترنتی, کوروش کبیر
+ تاريخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 21:8 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |

کـاش وَقـتهـ ـایِ تــَنهـ ـایی
یــِکی از تو سایـه مـ ـی اومَد و مـِثلِ پــِسَرخالــه میگــُفـت
نــ ـون بـــِگیرَم
نـَـ ـفت بـــِگیرَم
دِلــِ ـت گــِـرِفتِه
مَنــَـ ـــم مــیگــُــفتــَم اره
بَعد فــَقــَط مینــِشَست کِنارَم و سکوت میکــَرد
مَنــَ ــم مِثلِ کــُـــلاه قِرمِزی سَرَمو میزاشتـــَ ـــم رو زانوش



از اینجا کش رفتم : top3da2.com

بعدا نوشت : امروز (24 فروردین) بهترین و صمیمی ترین دوستم(پریسا) اومده بود مشهد بعد از یه سال دیدمش  ....خیلی خوشحالم
برچسب‌ها: کلاه قرمزی و پسرخاله, دل نوشته های تنهایی
+ تاريخ سه شنبه 22 فروردین1391ساعت 20:42 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |

فقــ ـــط اومــ ـــدم بگـــ ــم وبــ ـــم یــــــه ســ ـــ ـآلـــــه شـــ ـ ــد

+ تاريخ سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 9:19 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖



اصغر عزیزم،

اکنون که این نامه را برای تو می نویسم نیمه های شب است و من همچنان گرمی دستان تو را در دستانم احساس می کنم زیرا حُرم دستان توئه که منو داغون کرده... ناز چشمای تو هم خونه مو ویرون کرده...اصغرم، وقتی شنیدم که به خاطر دست دادن با من علیه تو هجمه شده است خیلی تعجب کردم زیرا تو در این زمینه سابقه زیادی داری و هر کسی این کارها را علیه تو می کند حتما با من مشکل شخصی دارد وگرنه چرا قبلا به هر زنی دست میدادی به تو گیر نمیدادند؟ من از همینجا به تمام منتقدین فارسی زبان دنیا از جمله ایران، افغانستان، تاجیکستان و به خصوص مردم اکراین اعلام می کنم زرشششششک! بنده خیلی وقت است که به همه سینما گران دنیا محرم شده ام. اصغر عزیز، جانِ آبجی ناراحت نشو ولی تو اینقدر دست مرا محکم جیق دادی که تا نیم ساعت دستم ولنگ و ولنگ می کرد و وقتی برادپیت متوجه شد دستم درد می کند ناراحت شد و گفت بی غیرتی هم حدی دارد، آدم توی پارتی هم دست ناموس مردم را اینطوری فشار نمیدهد!

اصغری،

من زیاد به حرفهای او محل نمیگذارم ولی هرچی هم که باشد او مرد من است و از اینکه خیلی آدم غیرتی است خوشم میآید زیرا او اصلا دوست ندارد دست یک مرد غریبه ایرانی را در دستان زنش ببیند. برای همین دیگر به من اجازه نمیدهد فیلم های شما را نگاه کنم و در جشنواره هایی که شما هستید حضور یابم زیرا قبلا هم یک همایشی توی فرانسه بود یا کن بود یا اطراف سولقان خودتان بود دقیقا نمیدانم کدام گوری بود این آقای مخملباف خیلی به من نگاه های زننده ای داشت و فکر کنم منظور بد داشت که یکهو دیدم برادپیت که هنوز نیم لیتر نفت تَهَش مانده بود غیرتی شد و شَتَرَق یکی خواباند زیر گوشش.. ولی من به او توضیح دادم که تو مثل مخملباف نیستی که به همه زنهای اطرافش منظور بد دارد و این سری خیلی گند وحشتناکی هم بالا آورد. حالا شما بیا و مردانگی کن و از این به بعد هر وقت مرا دیدی یواشکی چشمک بزن من هم برای تو بشکن میزنم و دوتایی کیف میکنیم!

اصغرجان

دیگر مزاحم وقت عزیزت نمیشوم فقط از طرف من به این سینما گرهای خودتان بگو یک خورده رعایت کنند چون اخیراً خیلی فیلمهای شما مبتذل شده و ما در خانه وقتی بچه ها بیدار هستند اصلا نمیتوانیم فیلمهای سینمای ایران را نگاه کنیم چون خیلی بدآموزی دارد و هرکی به هرکی شده است.. البته من برای بازیگران شما احترام خاصی قایل هستم و شما خیلی هنرمندان با برکتی داریدمثلا یادم میآید مدتی که توی سومالی بودیم خیلی از مردم وقتی بازیگر زن شما که آمده بود آنجا را تماشا می کردند گرسنگی از یادشان می رفت و این خیلی برای مردم قحطی زده آنجا با برکت بود.

اصغرم،

این نامه را وقتی در هواپیما بودم برای تو نوشتم و الان آن را به همراه یک شعر به تو تقدیم میکنم امیدوارم که خوشت بیاید.

الا اصغر که چشم شور داری

از این فیلم ساختنت منظور داری

بکن اون چشمای نازت رو درویش

اگر که فکرای ناجور داری



دوستدار تو آنجلیا جولی

ساعت 9.37 دقیقه صبح 15 ژوئن 2012

توی هواپیما

............................................................................................................

سلام چطور مطورین ؟؟؟؟؟ خوفین ؟؟؟؟

بالاخره امتحانا تموم شد فک کنم یه ماه فقط داشتیم امتحان میدادیم کارنامه رو هم که هنوز ندادن ببینیم چه گلی کاشتیم انضباطو که  طبق معمول مطمئنم کم داده

استقلالم که از پرسپولیس باخید البته من که بی طرفم ولی خودمونیم تو 10 دقیقه سه تا گل ........!!!!!!!! تبریک میگم به پرسپولیسی ها

قبل از اینکه اپ کنم یه عالمه میخواستم بنویسم ولی الان همش پرید هیچی یادم نمیاد !!!!

راستی این اپم شاید تکراری باشه دیگه شما به بزرگی خودتون ببشخید

یه چیز دیگه اگه میخواین عکسای این چند روزه جشنواره فیلم فجر ببینین برین ادامه مطلب البته همه عکساشو نمیذارم 

خب دیگه من برم فعلا بای 



برچسب‌ها: اصغر فرهادی, انجلینا جولی, جشنواره فیلم فجر, نامه انجلینا جولی به اصغر فرهادی
اِدآمِـــــه مَـطـلَــبـــ
+ تاريخ یکشنبه 16 بهمن1390ساعت 20:28 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |
آخرین باری که شنیدمت گفتی که درگیری ، هم با خودت و هم با دیگران ، آن قدر زمستانی و سرشار از جذبه ، دلم را لرزاندی که فهمیدم حق پرسیدن دلیل را هم ندارم ، درست مثل همیشه ، این بار حتی اجازه از دور تماشا کردنت را هم ندادی و خیره در سکوت ، با عاشقانه های خودم بودم که چرا تو به چشم جرم به آنها نگاه میکنی ؟ فرقی نمیکند اول نامه ، سلام باشد یا خداحافظی ، وقتی هیچ کدام برایت مهم نیست ، اما من مثل تو فکر نمیکنم ، مهم این است که دلم برایت لک زده است حتی برای نخواستن و شکستن و راندنت . تا هوای دوستت دارم در عاشقانه هایم می وزد طعم چشمان تو همان عسلی ست که خوش طعم ترین حادثه های دنیا حسرت یک ثانیه تجربه کردنش را میکشند .
  بی خبر نباشی بعضی ها عجب سرزنشم میکنند ، فکر میکنم کمی حسودیشان میشود که تو هر چه سنگ میزنی من عاشق تر میشوم ، آن ها هنوز نمیدانند که همه دیوانگان را نمیشود با سنگ راند ، بعضی هایشان با سنگ ، دیوانگیشان چند برابر گل میکند و میشکفد و بزرگ میشود ، بزرگ عین تو ، عین اسمت
 بعضی ها خیال میکنند تو مثل همه ای ، بگذار این گونه زندگی کنند من خیالم راحت تر است . جزیره ناشناخته ی دوردست ترین رویاهای نرسیده ام ، وقتی میدانی که دلی تا انتها در گرگ و میش وسوسه ی داشتنت عین باد بادکی گره خورده به درخت گیر است تو چرا درگیری؟ دخالت نیست ، جسارت است ، شاید هم تمام این بهانه ها ی چکه چکه محض خاطر این است که من لیاقتت را ندارم ، می دانم این روزها اصلاً روز تو نیست ، یعنی چشمانت این را فریاد میزنند اما روز تو هم می شود عزیزم ، یقین کن من عادت ندارم وقتی قیمت دلخوشی نجومیست بی جهت دل کسی را آن هم عزیز ترینم را خوش کنم .


ته نوشتـــــ : سلام چطووووووورین ؟ بالاخره اپیدم
امتحانای ترم اول داره شروع میشه گفتم قبلش اپ کنم امروزم ازمون داشتیم
بچه ها واسم دعا کنین
 دیگه چیزی ندارم که بگم فعلا بای بای

ته نوشت : ادامه مطلب یادتون نشه
ته نوشت : همه رو وقت نکردم برا اپم خبر کنم پس نیاین بگین بی معرفتی و.......
دل نوشته - یاس -عکس -از چی بگم - عاشقانه-شعر-

برچسب‌ها: یاس, فرزاد فرزین, عاشقانه ها, کنسرت
اِدآمِـــــه مَـطـلَــبـــ
+ تاريخ یکشنبه 20 آذر1390ساعت 19:37 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |
ســـــلامـ     ســـــلامـ  

چطـــــــورین؟

بالاخــــره اهنگـــــــ جدید یاس اومد

عالیه معرکه است حتما حتما گوش کنین


دانلود اهنگ از چی بگم (بالاترین کیفیت 10 MB )

دانلود موزیک ویدئو  ازچی بگم (بالاترین کیفیت 430MB Full HD)

دانلود موزیک ویدئو  از چی بگم (کیفیت خوب  - 143MB)

دانلود موزیک ویدئو ازچی بگم (کیفیت خوب - 63MB)

دانلود موزیک ویدئو  از چی بگم (مخصوص موبایل 10MB)


ته نوشت 1 : تکست اهنگ ادامه مطلب

ته نوشت 2 : تو پست پایینی نظر بذارین اینجا غیر فعاله

ته نوشت 3 : پست پایینی رو هم بخونین

منبع : yasrap3.com

بعــــدا نوشت : 7 ابــــان روز جهــــــانی کـــــوروش بزرک مبارکـــــ


برچسب‌ها: دانلود اهنگ از چی بگم, یاس, دانلود موزیک ویدئو از چی بگم, تکست, یاس رپ
اِدآمِـــــه مَـطـلَــبـــ
+ تاريخ سه شنبه 3 آبان1390ساعت 19:10 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖

اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره، روانيه، سيماش قاطيه!

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!

اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!

اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه س، حيف نون و دست و پا چلفتيه!

اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!

اگه با عيالات متحده ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!

اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!

اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو ميكنه، اهل زد و بنده!

اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار ميكنه، جون به عزرائيل نميده

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق العادس، دوست داشتنيه!

اگه راست و درست و بي كلك باشه، ميگن: هيچي نميشه، به درد لاي جرز ميخوره!

و بالاخره اگه هر روز ايميل ميزنه ، نميگن مارو دوست داره به يادمون هست،ميگن :بيکاره ، معلوم نيست کي کار ميکنه !!!!!!

بای

بعدا نوشت: تو اولین فرصت اپ میکنم ونظرا رو جواب میدم فعلا تا دو سه روز نیستم

90/9/13


+ تاريخ دوشنبه 2 آبان1390ساعت 19:5 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |
وصـــــیـــــــت نـــامـــه :
از بوی گلاب بدم می آید ، همون آب معدنی کفایت می کند... ، نگید این رانی هلو دوست داشت ، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه ، من از مورچه ها دل خوشی ندارم !

آقایون فامیل ، به خاطر من سه متر ریش نزارید !
خانوم های فامیل ، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید ، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد ! مردم ، گناه که نکردم !

مراسم ختم من رو تو هیج مسجدی نگیرید ، راستی آخوند هم نیارید واسه فامیل ، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه !!!

توی درایو e عکس دارم ، خوراک اعلامیه ، عکس پرسنلی نزاریداا ، اونا جلب ترحم نمی کنه !

بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر ! یه کاری کنید درایو d بیشتر بترکه ! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده !!!

یه وقت ساندیس ماندیس دست فامیل ندیداااا ... ساندیس خیلی بده !!!

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید ، هم شکلش خز میشه ، هم بد مزه میشه ! همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده ! ( پ ن : هنگام تزئین حلوا دست خود را با آب و صابون بشویید ! )

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه ؟ ترافــــیک !

فیس بوکم رو بلاک نکنید ، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه !

به اقوام بگویید از اون تکست های مرگ برام بگن : مثلا هنگام دیدن قبرم بگن : خونه ی نو مبارک !

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره ! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!

هنگام خاک کردنم یک بیل کوچک کنارم بگذارید ، شاید دلم برایتان تنگ شد !!
و در آخر :

بنویـسید بعد مرگـم روی سـنـگ ... با خطـوط نـرم و زیــبا و قشــنگ
او خفته است در این گور سرد ... مرگش را دیده بود در یک پاییز زرد
در 16 سالـگـی مــرد و در x سالـگــی بــه خـاک سـپــرده شــد.

  ذوقـــ نوشتـــ:هوراااااااااااااااا بروبچ امروز روز دختره منم این روز به همه دخترای باحال تبریک میگم
دس دس دس ............ 


 
ته نوشتـــ : کمتر میام نت چون درسا داره کم کم شروع میشه   

بی حوصله نوشتـــ : حوصله ندارم بیشتر از این  بنویسم

فعلـــــــــــــا بای بچه ها

بازم روز دختر تبریک میگم بزن کف قشنگه رو برا دخترای گل





+ تاريخ چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 18:37 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |

خانم سعيدي برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود‎. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با یك هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میكند. كاری از دست خانم سعیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود. او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث كنجكاوی بیشتر او می شد. مسعود كه فكر مادرش را خوانده بود گفت : " من میدانم كه شما چه فكری می كنید ، اما من به شما اطمینان می دهم كه من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم‎ . " حدود یك هفته بعد‎ ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت : " از وقتی كه مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فكر نمی كنی كه او قندان را برداشته باشد ؟ ‎ " "خب، من شك دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد‎." او در ایمیل خود نوشت‎ : مادر عزیزم، من نمی گم كه شما قندان را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم كه شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است كه قندان از وقتی كه شما به تهران برگشتید گم شده‎ . " با عشق، مسعود روز بعد ، مسعود یك ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود‎ : پسر عزیزم، من نمی گم تو با Vikki رابطه داری ! ، و در ضمن نمی گم كه تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعیت این است كه اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا كرده بود ‎. با عشق ، مامان

  اخطـــار نوشتـــ :  میخـــوام  لینکــــــ تکونـــی کنمـــ لینــــکای  بی  معرفتــــا پاکــــ میشه نگینــــــ نگفــــــتی ها

اعلــــام نوشتــــ: جونـــ مـــن وقــتی میــــاینــ وبـــ ونـــظر میـــذارینـ ادرســـ وبتونـــ بذارینـــ نیمــ ساعـــت دنبالشـــ نگردمــــ

نــــاراحت نوشتـــ : برا یکـــــی از دوستـــــامـــ مشکلـــــ پیــــشـــ اومــــده حتمـــــــا دعاشــــ کنیـــــنـــ

عــذر نوشتــ: بــابتـــ اپـــ قـــبلی که اونقد غـــمگینـــ بود

تشــــکر نوشتـــ:از نظـــرای امـــــیـدوار کننــده ای که تـــو اپــــ قـــبلی برامـــ فرســـــتادینــ مخصــــوصــــا داداشـــ یوســـفـــ

تنـــــوع نوشتـــ:اولــــ و دومـــ مهر تعطـــــــیله اخـــ جونــ

مرخـــــص نوشتـــ: اپمـــ تمــومـــ شد

فهلــــــــــا بـــــــــای


+ تاريخ شنبه 26 شهریور1390ساعت 20:15 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |

ملالی نیست جز گم شدن گاه و بی گاه خیالی دور که مردم به ان شادمانی بی سبب می گویند با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دل کسی به سینه بسوزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم .

دیشب به حوالی خوابهایم سال پر بارانی بود ...

خواب باران و پاییز ناامده را دیدم ، دعا کردم که بیایی با من در کنار پنجره بمانی باران ببارد ، اما دریغ که رفتن راز غریب این زندگی است... رفتی پیش از اینکه باران ببارد...

.میدانم که دل من همیشه پر ازهوای تازه باز نیامدن است ، انگار که تعبیر همه ی رفتن ها باز نیامدن است ...بی پرده بگویم پس می نویسم ... سلام حال من خوب است ...اما تو باور نکن ! امشب همه چیز رو به راه است ، همه چیز ارام ارام ...

باورت می شود ؟.....دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم با یاد تو .تو نگرانم نشو !همه چیز را یاد گرفته ام راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام ...یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم....یاد گرفته ام که چگونه هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم ...تو نگرانم نشو

همه چیز را یاد گرفته ام ... یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ...یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو و به یاد تو ...یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن و جای خالیت را با خاطرات با تو بودن پرکنم نگرانم نشو!

همه چیز را یاد گرفته ام ...یاد گرفته ام که بی تو بخندم ... یاد گرفته ام ک
ریه کنم ... بدون شانه هایت ...
یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم به غیر تو ... یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ... و مهم تر از همه یاد گرفته ام با یاد تو زنده باشم ...و زندگی کنم

اما هنوز یک چیز هست که یاد نگرفته ام ... که چگونه برای همیشه خاطراتت را از صفحه ی دلم پاک کنم ... ونمی خواهم که هیچوقت یاد بگیرم ... تو نگرانم نشو فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت

برین ادامه مطلب


اِدآمِـــــه مَـطـلَــبـــ
+ تاريخ چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 18:29 نويسنده ✖فــــرشتـــــــه ✖ |